روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
31
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
اجازهء مرخصى نباشند . چون ( بقرارى كه خاصان وى ميگفتند ) تيمور ديگر نميتوانست و يا نميخواست از آنان پذيرائى و توديع كند . البته اين بمنزلهء توهين بمقام و منزلت آنان بود و كلاويخو شخصا به اين امر اعتراض كرده است و چيزى كه او را بيشتر ناخشنود كرده بود ندادن پاسخ بنامهاى بود كه ولينعمت وى پادشاه اسپانيا براى تيمور فرستاده بود . هيچيك ازين اعتراضات سودى نبخشيد و ناچار در برابر فشار سر تسليم فرود آوردند و به همراه سفير مصر و بعضى ديگر كه از تركيه آمده بودند در آخرين روز نوامبر 1404 از سمرقند به راه افتادند . در مرحلهء اول بازگشت راه ديگرى پيش گرفتند . از درهء پرثروت رودخانهء زرافشان به بخارا رفتند و پس از گذشتن ازين شهر به جيحون رسيدند پهناى ريگزار جانفرسا درين قسمت كمتر از آن اندازهاى بود كه بهنگام رفتن به سمرقند ( يعنى سه ماه پيش ) در پيش داشتند در « باورد » كه اينك بنام « ابيورد » معروف گشته است ، بمرز خراسان و مزارع سرسبز و پر حاصل رسيدند . اين موقع مصادف بود با عيد ميلاد مسيح سال 1404 و به حساب نجوم آنزمان فرداى عيد ميلاد مصادف ميشد با آغاز سال « 1 » . راه كاروانرو را در پيش گرفتند و به جاجرم رسيدند و از آن پس با تغييرات اندكى از همان راه عزيمت بسمرقند به تبريز باز آمدند و روز آخر فوريه 1405 ( 808 ه . ) به تبريز وارد و در آنجا مدت ششماه متوقف شدند . چنان كه گفته شد بهنگام عزيمت سفيران از سمرقند ، تيمور به بستر بيمارى افتاد و بيم مرگش ميرفت . اما بهبود يافت و يك ماه استراحت كرد و در اوايل ژانويهء سال نو ( 1406 ) در اجراى نقشهء جنگى خويش كه فتح چين بود پافشارى كرد . به زودى حالتش وخيم گشت و پس از گذشتن از سيحون در اترار در اواسط فوريه درگذشت . اگر پيكهاى سوار ( كه هم اكنون از آنان سخن گفتيم )
--> ( 1 ) - بر طبق تقويم فعلى عيد ميلاد مسيح به بيست و پنجم دسامبر يعنى پنج روز به آخر سال مانده مىافتد . م .